سرزمین هزار رنگ

هر کجا هستم باشم....آسمان مال من است....پنجره ,فکر ,هوا ,عشق ,زمین مال من است....چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند....قارچ های غربت




دیروز سالگرد ازدواجمون بود .

البته باید بگم به تاریخ قمری و برگزاری مراسم عروسی

 برخلاف هر سال که اول صبح پدر شوهرم برامون سر صبحی پیام میزد و بهمون تبریک میگفت و ما با خبر میشدیم که امروز چه روزیه خودم کله صبح فهمیدم که امروز اول رجب هست و سالگرد عروسیمون . ( بس که این روز ها من صبح تا شب سرم تو تقویمه )

به فکر یه هدیه افتادم که به آقای همسر بدم که ناگهان جرقه به ذهنم زد .

قبل از اینکه جرقه مورد نظر و بگم باید این و توضیح بدم که آقای همسر عشقش اینه که وقتی تو فیس .بوق یه استاتوس میذاره یکی براش لایک کنه و من هم هیچ وقت این کار و نمیکنه . ( خب خیلی چیز میز میذاره من هم حوصله نداره هی برم لایک بزنم براش آخ)

به همین مناسب رفتم رو والش و براش 22 تا لایک زدم و بهش گفتم بدو برو تو فیس.بوقت و نگاه کن بهت کادو دادم .

اون هم بدو بدو رفته با تعجب گفت 22 تا !!!! از خود راضیدلقک

باور کنید اگه بهش لامبرگینی هدیه میدادم انقدر خوشحال نمیشد زبان

همچین همسری دارم من ...

نوشته شده در ::: پنجشنبه ۱۳٩۱/۳/٤|||ساعت ::: ٢:٥٥ ‎ق.ظ |||نویسنده::: خورشید خانوم

نظرات دوستان () |

یکی از کرامت های آقای همسر اینه که در حالت خواب میتونه رانندگی کنه .

و دیشب بعد از 8 ساعت رانندگی این 1 ساعت آخر و در خواب رانندگی کردن .

حالا اونی که این همه من و پند و اندرز میکنه که با احتیاط رانندگی کنه بیاد ایشون و نصیحت کنه .آخ

همچین همسری دارم من هیپنوتیزم

نوشته شده در ::: چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/۳|||ساعت ::: ۸:٤٥ ‎ق.ظ |||نویسنده::: خورشید خانوم

نظرات دوستان () |

وقتی بچه بودم میدیدم که مامان بدون اینکه دستمال آشپزخونه برداره ... در داغ قابمه رو بر میداشت و میذاشت کنار و غذا رو هم میزد . من چند بار اومد مثه مامانم این کار و کنم ولی دستم به شدت سوخت .

هنوز که هنوز بدون دستمال در قابلمه رو برمیدارم و هنوز که هنوز وقتی در تو دستمه دادم در میاد و دستم میسوزه ولی حاضر نیستم با دستمال در داغ قابلمه رو بردارم .

مثلا میخوام بگم من این کاره هستم ابله

نوشته شده در ::: چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/۳|||ساعت ::: ٧:٥٩ ‎ق.ظ |||نویسنده::: خورشید خانوم

نظرات دوستان () |

یکی از فامیل های آقای همسر که یه پسر 12 ساله داره بهمون سفارش داده بود که برای پسرش یه آی.. پد بگیریم و با خودم بیاریم!!!!

من نمیدونم وقتی یه مادر و پدری برای پسر 12 سالشون آی .. پد میخرن و بهش هدیه میدن وقتی که اون بزرگ بشه و 18 سالش بشه چی میخوان براش بخرن که اون پسر با اون هدیه راضی باشه و خوشحالابرو

پ.ن : هر ایالتی از یه اجناس خاصی مالیات میگیره . تو ایالت ما رو مواد غذایی و لباس که از چیزهای ضروری و اولیه مردم حساب میشه مالیات نمیگیره . ولی مثلا تو نیو.یورک رو لباس هم مالیات میگیرن . تو ایالت ما اجناس الکترنیکی مالیات داره ولی یه شهری که با اینجا 2 ساعت راه بود ...  اون چیزها مالیات نمیگیرن . واسه همین آقای همسر آی ..پد ها رو از اونجا سفارش داده بود و دیروز رفته بود که از یه شهر دیگه اون ها رو تحویل بگیره .

حالا این قانون مالیاتیشون چیه و چرا یه جا یه چیزی مالیات داره یه جا یه چیز دیگه نداره رو دیگه من نمیدونم متفکر

نوشته شده در ::: چهارشنبه ۱۳٩۱/۳/۳|||ساعت ::: ٢:٢٤ ‎ق.ظ |||نویسنده::: خورشید خانوم

نظرات دوستان () |

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی ست که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
منتظر لحظه ی توفانی ام
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام؟
ها ... به کجا می کشی ای خوب من! ؟
ها ... نکشانی به پشیمانی ام

- محمد علی بهمنی
نوشته شده در ::: سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٢|||ساعت ::: ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ |||نویسنده::: خورشید خانوم

نظرات دوستان () |

دکوراتور : لیلی سا