صورتی

دیوونه شدیم بس که بارون اومد. گفتیم هوا خوب شد و سرما دیگه تموم شد ولی این بارون مگه میزاره آدم از خونه پاش و بیرون بزاره. ایوونمون هم شده باغ وحش. یه خرگوش بچه به دنیا آورده و بچه اش و ول کرده رفته. بچه خرگوشه هم اومده لابلای کارتن های ما که کنار دیوار ایوون هم زندگی میکنه. دو تا پرنده هم اومدن رو چراغ ایوون دارن لونه میسازن. دو تا سنجاب هم که سرقفلی این خونه هستن.


مدرسه فارسی قبل از ماه رمضون تموم میشه و گلدونه بالاخره تونست تو یک سال کلاس اول و دوم بخونه. الان که برگردیم تو این فکر هستیم که نداریمش کلاس چهارم و بره کلاس سوم. نمیخوام بهش سخت بگذره. همین کلاس دوم هم خیلی کلمه هاش و نمی‌فهمه و نمیدونه. حالا همه مدرسه ها گفتن خودشون ازش آزمون میگیرن و مشخص میکنن کدوم کلاس بره.


این هفته فرصت کردم و فیلم ملی و راه های نرفته اش و دیدم. چقدر کلیشه ای و تکراری بود. نمیدونم چطور آنقدر مورد توجه قرار گرفته و همه جا حرفشه. انگار ترکیبی از چند تا فیلم بود و هیچ چیز جدیدی نداشت. دختره هم که اصن داغون بازی می‌کرد

نشستم دارم پایتخت و از اول میبینم. این تنها سریالی هست که وقتی میبینم باهاش بلند بلند میخندم. فوق العاده هستن همشون.


بزرگترین خوشحالیم از تموم شدن رژیمم اینه که دیگه میتونم نوشابه بخورم.


اضطراب جدایی مشکل این روزای من و علی هست. نوشته از نه ماهگی شروع میشه و ممکنه تا ۱۸ ماهگی ادامه پیدا کنه. خیلی روزا رو داره به من و خودش سخت میکنه.


یکی از خودآزاری های این روزام اینه که میرم اینستا و فیلم درست کردن غذا های مختلف و نگاه میکنم و اعصابم خرد میشه که انقدر خوشمزه هستن و من فرصت ندارم این غذاها که چه عرض کنم غذای درست و درمون درست کنم.


امضا :خورشید

/ 3 نظر / 68 بازدید
shazdehpesar

سلام خیلی خوشحالم دوباره مینویسید البته منم خیلی وقته اینجا نیومدم

mahso

عزیزمممممممم.....همین که رژیم تموم شده خودش خیلی خوبه....

mahso

راستی خورشید جونم شروع ختم قرآن ماه رمضان امسالت رو از جز 24 گذاشتم....حتما یه تاییدی کن که من خیالم راحت شه بابتش....و اگه ایمیلتم بفرستی برات جدول ختمت رو میفرستم...التماس دعای فراوان خانممممم....